تملی معاک - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 16:45
تملی معاکهمیشه با تو هستم ولو حتى بعید عنی فی قلبی هواکحتی اگر ازمن دور باشی عشقت درقلب من وجود دارد تملی معاکهمیشه با تو هستم تملی فبالی و فقلبیهمیشه در قلب و فکر من هستی ولا بنساکو هیچ وقت فراموشت نمی کنم تملی واحشنی لو حتى بکون ویاکهمیشه دلتنگ دیدنت هستم حتی وقتی که با توام تملی حبیبی بشتاق لکهمی...
سفر از پیش تو هرگز نتوانم - تاریخ: 1402/10/5 ساعت: 15:06
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم...
من، تو، خدا هر سه ... - تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 13:54
من،تو،خدا هر سه کی فکرشو میکرد...
آنجا چقدر خوشبخت است... - تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 13:54
اونجا که ناظم حکمت میگه: تو آنجایی و "آنجا" نمی داند که چقدر خوشبخت است!
تو همانی که دلم میخواهد - تاریخ: 1402/7/24 ساعت: 17:22
تو هماننامه ی عاشقانه ایکه نمی رسی...همان بوسه ای کهاتفاق نمی افتیهمان روز خوبی که نمی آییو من به اندازه ی همه ینامه های عاشقانههمه ی بوسه هاو همه ی روز های خوبتـــــو را دوست دارم....! Adblock test (Why?)
آنکه - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 13:07
آنکه بی حرف کند حال مرا خوب کجاست ؟؟؟
- تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 13:07
سایه ات کم نشود از سر قلبم هرگز...
تملي معاك - تاریخ: 1401/10/26 ساعت: 14:30
همدم دلتنگي هاي اين روزهام فقط اين آهنگ يادگاريه كه كمي قلبم رو التيام ميده..."يادگاري عشقم"متن و ترجمه آهنگ تملی معاک عمرو دیاب:
من قبل از تو - تاریخ: 1401/10/26 ساعت: 14:30
فیلم من قبل از تو (Me Before You) رو چندین و چند بار دیدمآخرین دیالوگ فیلم که متن یک نامه است:کلارکوقتی که این نامه رو میخونیاحتمالاً چند هفتهای از رفتن من گذشتهاگه طبق رهنمودها عمل کرده باشیالان باید در پاریس باشیروی یکی از اون صندلیهایی کههیچوقت روی سنگفرش صاف قرار نمیگیرنامیدوارم هوا هنوز آفتابی ...
من از آن روز كه در بند توام آزادم - تاریخ: 1401/10/26 ساعت: 14:30
من از آن روز که در بند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر افتادمهمه غمهای جهان هیچ اثر مینکنددر من از بس که به دیدار عزیزت شادمخرم آن روز که جان میرود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک بادممن که در هیچ مقامی نزدم خیمهی انسپیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادمدانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچیاد تو مصلحت ...
چه بى تابانه مى خواهمت - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
کوه ها در فاصله سردند!چه بی تابانه می خواهمتای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری!چه بی تابانه تو را طلب می کنم!بر پشت سمندیگویینوزینکه قرارش نیست.و فاصلهتجربه یی بیهوده است...بوی پیرهنتاین جا و اکنون.کوه ها در فاصلهسردند!دستدر کوچه و بسترحضور مأنوس دست تو را می جوید .و به راه اندیشیدنیاس رارج می زند.بی نجو...
من خود دلم از مهر تو لرزيد - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
من خود دلم از مهر تو لرزيد وگرنه تیرم به خطا میرود اما به هدر نه! دلخون شدهی وصلم و لبهای تو سرخ است سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیا با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه! یک بار به من قرعهی عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر، بار دگر … نه!
و تنهايي من شبيحخون حجم تو را پيش بيني نميكرد... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
صدا کن مرا. صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن میروید. در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد. و خاصیت عشق این است.
فقط ميخوام با تو باشم... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
سعی نمیکنم مستقل باشمسعی نمیکنم باحال باشمفقط سعی میکنم با تو باشمبگو تو هم اینطوری ای؟من فقط میخام تو رو لمس کنممیخوام حست کنممیخوام طلوع آفتابو ببینمفقط من و توعاشق بشیمسعی کنیمعزیزم من همینجامعزیزم تو هیچوقت تنها نخواهی شدبا تو از طلوع تا غروب آفتاب میمونمعزیزم من همینجاموقتی شرایط بهم ریختن دستت...
دلم به بوي تو آغشته است... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
دلم به بوي تو آغشته استسپيده دمانکلمات سرگردان برمي خيزندو خواب آلوده دهان مرا مي جويندتا از تو سخن بگويم .کجاي جهان رفته اي ؟نشان قدمهايتچون دان پرندگانهمه سويي ريخته است .باز نمي گردي ، مي دانمو شعرچون گنجشک بخارآلوديبر بام زمستانيبه پاره يخيبدل خواهد شد .
من همونم كه برات ميميرم... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
من همونم که برات میمیرم، با تو جون میگیرم دستاتو که میگیرم…رو به راهه حالم؛ وقتی باهات راه میرمبه تو دل میدم… آره برات میمیرم!زیرو رو کردم همه دنیا رو تا پیدات شد؛ توی قلبم جات شددنیای من چشمات شد؛ دل واموندم دیوونه ی کارات شد! بهت دل بستم از وقتي كه
باز هم دوستت خواهم داشت... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 14:22
يك قرن گذشت و من باز هم دوستت خواهم داشت...
برام هيچ حسي شبيه تو نيست... - تاریخ: 1399/10/22 ساعت: 20:30
برام هیچ حسی شبیه تو نیست ♬♫♪کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه ♬♫♪همین که کنارت نفس میکشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه از ا...
هواي ديدن تو... - تاریخ: 1399/10/22 ساعت: 20:30
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چه کنم؟! هجوم زخم تو را نمیکشد، تن منبرای کشته شدن چه کنم؟! هزار و یک نفری به جنگ با دل من؛ برای این همه تن چه کنم؟! ...
تو همانی؛ که رگِ خوابِ مرا می دانی... - تاریخ: 1399/10/22 ساعت: 20:30
کاش؛ راهِ دوری بینِ ما بود… کاش؛ سرنوشتِ ما جدا بود از تو فکرِ من رها بود؛ گر ندیده بودمت ای یار عشق؛ دیدی خانه ات خراب است عشق؛ هر چه گفته ای سراب است… این چه حق انتخاب است؛ که ندارم خبر از دلدار؟ تو همانی؛ که رگِ خوابِ مرا می دانی تو همانی؛ که به دردِ دلِ من، درمانی باورت کردم و گفتی تا ابد می مان...